‎فرار یک زن برهنه از خودروی نیروی انتظامی، نقطه انفجار فردی و اجتماعی و پیامدهای آن

‎‎دوشنبه ۳۱ فروردین  ۱۳۹۴ IranSOS- ‎-  حنیف حیدرنژاد: یک ویدئوی ۳۰ ثانیه‌ای منتشر شده در یوتیوب در روزهای اخیر ظاهرا زنی را در یکی از خیابان های شهرک گلستان شیراز نشان می‌دهد که برهنه از خودروی نیروی انتظامی  پیاده شده و در خیابان شروع به دویدن می‌کند. دو مامور نیروی انتظامی او را تعقیب کرده و دستگیر نموده و کِشان کِشان به طرف خودرو بر می‌گردانند. از سرنوشت این زن جوان و جزئیات علت دستگیری او اطلاعی در دست نیست، اما می‌توان حدس زد که او به دلیل دخالت نیروی انتظامی در نحوه پوششش دستگیر شده و در اعتراض به رفتار آنها به نقطۀ انفجاری رسیده و با کندن لباس به طور کامل فرار کرده است.

حجاب اجباری نسل عصیانگر را به ستوه آورده

ساندیس خور بیچاره‌، باز هم بگو فوتوشاپه، فتوشاپ که پا نداره پس از انتشار تصویر برهنهٔ یک زن ایرانی‌ که بنا به گزارش‌های مردمی در شهرك گلستان توسط نیروی انتظامی به دلیل بد حجابی مورد اخطار قرار گرفت و دقايقی‌ بعد در خيابان لخت شد و شروع به دويدن كرد، صدها فعال سایبری طرفدار حکومت با حمله به صفحه سپیده دم، با هیاهو و فحاشی گفتند تصویر این زن برهنهٔ ایرانی‌ با فتوشاپ ساخته شده!و یا نوشتند در آن‌ منطقه نیروی انتظامی اصلا حضور ندارد و این زن شیشه مصرف کرده … ( در گذشته همین ارتش سایبری تصویر دستبوسی روحانی را هم منکر شده بودند). حال با انتشار این ویدئو که نشان میدهد تصویر فتوشاپ نبوده و این زن در حال گریز از نیروهای سرکوبگر انتظامیست، چه خواهند گفت؟ لابد داستانی دیگر سر هم خواهند کرد که این پشت صحنه یک فیلم سینمایی است و …یکی‌ از هموطنان به نام شراره در رابطه با تصویر زن برهنه میگوید: "هموطنان و بانوان زيبا و اصيلمان را با رفتارهاى خود آنچنان به حد جنون ميرسانند كه دست به هر كارى خواهند زد، تا جايى كه جان خود را هم به خطر خواهند انداخت…ظلم بيداد ميكند فقر و بدبختى مردم راگريبان گير كرده است … تا به كى ؟؟؟ چرا؟؟؟ ولى بزرگان مملكت براحتى پول خرج ميكنند ، بدون اينكه مردم بيچاره مد نظرشان باشد … واين جاى تاسف دارد.."لازم به یادآوری است حسن روحانی «شیخ حیله گر» ، در وعده‌های انتخاباتی خود در سال ۱۳۹۲ گفته بود:من عزت و غرور ملی ایرانیان را بازخواهم گرداند! کرامت را به دانشگاه و دانشجو برخواهم گرداند/ دختران ما در خیابان‌ها باید احساس امنیت کنند! نخواهم گذاشت مأموری بی‌نام و نشان از کسی سؤال کند! دختران جامعه ما خود حافظ حجاب و عفاف هستند.و اما دولت فریبکار روحانی پس از انتخابات در رابطه با معضل "حجاب اجباری" چه کرد؟- سخنرانی‌ در مشهد و تحریک نیروهای حزب‌اللهچند هفته قبل از اسید پاشی‌های زنجیره‌ ای- طراحی یک دام بزرگ به نام " آزادی‌های یواشکی " توسط وزارت اطلاعاتیک زن ایرانی‌ مقیم هلند به نام شیلا نوشته است:هنوز بسیاری از پرونده های زن ستیز جمهوری اسلامی باز است، تنها پروندهٔ اسید پاشی به صورت زیبا روی های اصفهانی نیست، این چه امنیتی بود که در پیش از انتخاب بنفشی با کلید برای زنان وعده داده بود؟ کسی یادش مانده است آنها که با بستن روبان بنفش برای زبان ریختن روباه کلید ساز دست زنان و پایکوبان او را نجات دهنده خواندند امروز به آن صورت هایی که سوختند و و لب هائی که دوخته شد و چشمانی که دیگر نمیبیند چه دارند بگویند ؟ما زنان نیز ناتوانیم برای آنچه که حق و حقوق مان است کوتاه میآیم ما را بازی میدهند مانورهای تبلیغاتی وزیر بهداشت را بخاطر دارید؟ چند نفری را به دیدار زنانی که قربانی اسید پاشی بودند فرستادند با وعده های فریبنده از آدم های فریبکار! کدام نهاد یا شخصیتی پروندهٔ اسید پاشی را براستی دنبال کرد؟ برندهٔ جایزهٔ صلح نوبل شیرین عبادی چرا در جائی از این پرونده سخنی بزبان نمی آورد؟ آن بنیاد حقوق بشری که دلباختهٔ یواشکی هاست چرا اقدامی جدی نمی کند؟ آنهمه زنانی که در کوه و دشت ودمن روسری ها را به باد میسپارند آیا از قربانی های آشکار اسید پاشی چیزی میدانند؟ یا اینکه هنوز در رویای یواشکی ها خمارند؟ آنها که بر روی پلکان ها در کنار این و آن عکس یادگاری میگیرند بهتر نیست خانواده های قربانی ها را با خود همراه سازد و از آنان نیز سخنی به میان آورد؟هنوز هم بر این باورم که ما زن های ایرانی میتوانیم سرنوشت خودمان را با بلوغ فکری و سیاسی بدست بگیریم نگذاریم با بازی های رنگی و یواشکی و توافقی، پلکانی، تابلو سازی و دیگر حقه بازی های این و آن فریب بخوریم بازی های آنها را بهم بریزیم نگذاریم با شعور و بلوغ فکری ما بازی کنند نشان بدهیم شایستگی بدست گرفتن مسوولیت خودمان را داریم نشان دهیم برخلاف آنچه آنها میگویند ما به بلوغ رسیده ایم!

Gepostet von Sepidedam am Freitag, 17. April 2015

این برخورد، اگر حدس بالا درست باشد، نشان می‌دهد که زنان ایران دیگر جان‌شان از این دخالت‌ها به لب رسیده است. آنها از اینکه به طور دائم هویت انسانی‌شان لگدمال شود و از سوی انواع و اقسام مقامات و گشت‌ها و نیروهای انتظامی کشور، پیکر و جنسیت‌شان به عنوان منبع فساد و فتنه و تحریک اعلام شود به ستوه آمده‌اند.
‎این نمونه از جان به لب رسیدن و دهان کجی به امر و نهی‌های رژیم، در کنار نمونه‌های اعتراضی دیگر شهروندان ایرانی، از جمله خودسوزی منجر به مرگ دست‌فروش ۳۴ ساله خرمشهری یونس عساکره[۱] نشان می‌دهد که اعتراض و خشم فروخفته در مقابل سرکوب نهادهای حکومتی که سه دهه است ادامه دارد در نقطه‌ای به حس استیصال و درماندگی و قطع امید نسبت به هرگونه تغییر و شنیده شدن صدای اعتراض مبدل شده و این خشم  فرو خورده تحت شرایط خاصی در واکنشی آنی و یکباره به شکلی پیش‌بینی نشده بروز پیدا می کند.
‎خشم و اعتراض فردی از یک سو و استیصال و درماندگی از سوی دیگر و ترکیب آن با قطع امید فردی و اجتماعی نسبت به تغییر شرایط سیاسی که عامل اصلی در ایجاد و شکل‌گیری این سرکوب‌ها و عواقب روحی- اجتماعی آنهاست، آستانه و حدّ ِ تحملِ فردی و اجتماعی را کاهش داده و از آنجا که مردم فکر می‌کنند دیگر زورشان به حکومت نمی‌رسد، به «خودزنی» متوسل شده یا به اَشکال مختلف با هم درگیر می‌شوند و این عصبانیت را در خانه و محل کار یا حتی در خیابان بر روی همدیگر خالی می‌کنند[۲].
‎شکل گرفتن چنین حس و رفتاری به طور دسته جمعی می‌تواند به عصیان‌ها و شورش‌های لحظه‌ای دامن بزند. وضعیتی که شعله‌ور شدن و «گُر گرفتن» آتش آن، غلیانِ احساسات را به همراه آورده و نیروی بُنیان‌کنی برای مدتی کوتاه ایجاد می‌کند. چنین نیرو و انگیزه‌ای اگر بدون برنامه و سازماندهی باشد، نه تنها به نتیجه نمی‌رسد بلکه به آسانی مورد سوء استفاده کسانی قرار می‌گیرد که در کمین قدرت و سربازهای یک بار مصرف نشسته‌اند. وضعیتی که می‌تواند چرخه بازتولید استبداد و دیکتاتوری در ایران را باز هم ادامه دهد.

‎۱- مرگ دستفروشی که در خرمشهر خودسوزی کرده بود
‎۲- افزایش آمار نزاع و دعوا میان ایرانیان‎

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *