‎ناگفته‌های ماجرای تیراندازی محمود کریمی از زبان شاکی

‎یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲ – IranSOS – من با خودرو‌ام یک لحظه سبقت گرفتم و بعد دوباره کنار آمدم. نمی‌دانم در ذهن آقای کریمی چه گذشت و چرا احساس خطر کردند که به ما شلیک کردند. البته من ابتدا متوجه شلیک نشدم؛ کمی که از صدای عجیبی که شنیده شد گذشت و ما مسافتی را همچنان ادامه می‌دادیم که ایشان چراغ زدند و ما هم به کنار اتوبان آمدیم و توقف کردیم. تازه آنجا متوجه شدیم به خودرویمان شلیک شده است.

«می‌گوید با حروف مختصر معرفی‌ام کنید. متولد دهه ۶۰ که لیسانسه است و شب اربعین خودرویش مورد اصابت گلوله رها شده از اسلحه محمود کریمی قرار گرفت. خودش می‌گوید شانس آورد که ماشین، سرنشین عقب نداشته و به خیر گذشته است.»

‎به گزارش ایسنا در پی اعلام خبر رضایت شاکی پرونده تیراندازی در اتوبان بابایی که پای یک مداح معروف را به میان کشید روزنامه اعتماد گفت‌وگویی با شاکی پس از اعلام رضایت او، انجام داده که در پی می‌آید:

‎« می‌گوید اصلا نمی‌خواست در این باره حرف بزند اما برای اینکه مخاطبان بدانند در آن شب و روزها و شب‌های پس از آن چه گذشته، روایت اتفاق را بیان می‌کند.
‎می‌گفت نه می‌خواهد حامیان محمود کریمی تصور کنند که او فرد بی‌دین و غیرمذهبی است و نه برعکس مردم عادی تصور کنند که ترسیده و رضایت داده؛ می‌گوید هم مذهبی است و هم هیاتی و از قضا شب حادثه در خودرویش نوار مداحی روشن بوده؛ اگر هم حالا رضایت داده فقط به حرمت امام حسین(ع) و خواسته مادرش بوده و بس.
‎می‌گوید هنوز همسرش احساس ترس می‌کند.
‎گفت‌وگوی «اعتماد» را با یک شهروند عادی که در یک هفته گذشته به صدر اخبار آمده بود و حمایت طیف وسیعی از مردم را هم به همراه خود داشت، بخوانید.

‎آقای م. و حادثه شلیک به ماشین شما چطور رخ داد؟ آیا شما متعرض خودروی آقای کریمی شدید و قصد آزار داشتید؟

‎در تاریخ ۵ دی ماه ساعت ۵ / ۱۲ شب در اتوبان شهید بابایی به همراه همسرم در خودروی ۲۰۶ مان به همراه دو خودروی دیگر در مسیر، در حال تردد بودیم.

‎اتفاق چطور رخ داد؟

‎من با خودرو‌ام یک لحظه سبقت گرفتم و بعد دوباره کنار آمدم. نمی‌دانم در ذهن آقای کریمی چه گذشت و چرا احساس خطر کردند که به ما شلیک کردند. البته من ابتدا متوجه شلیک نشدم؛ کمی که از صدای عجیبی که شنیده شد گذشت و ما مسافتی را همچنان ادامه می‌دادیم که ایشان چراغ زدند و ما هم به کنار اتوبان آمدیم و توقف کردیم. تازه آنجا متوجه شدیم به خودرویمان شلیک شده است.

‎یعنی در حین حرکت به شما شلیک شده بود؟ به کجای خودرو؟

‎بله، ما درحال حرکت بودیم که به در عقب ماشین سمت پایین شلیک شد. گلوله به نحوی به در خورده بود که از در عبور و به ستون ماشین برخورد کرده بود. چون من اصلا نمی‌دانستم صدای گلوله چطور است، اصلا متوجه نشدم که به سمت خودرو گلوله شلیک شده و صدایی شبیه صدای ترقه را در حین حرکت شنیدم.

‎چند بار شلیک شد؟

‎به ماشین من یک گلوله اصابت کرده بود. آن دو خودروی دیگر هم رفته بودند و من با چراغ زدن آقای کریمی کنار زدم. از خودرو که پایین آمدم، با دیدن چهره‌شان حدس زدم که محمود کریمی هستند. اما فکرش را هم نمی‌کردم که طرفم مداح اهل بیت باشد.

‎خودروی ایشان چه بود و با چه سرنشین‌هایی؟

‎ایشان سوار یک ماشین شاسی‌بلند بودند که سمت جلو پسرشان نشسته بودند و صندلی عقب هم دو خانم نشسته بودند. من از ایشان پرسیدم شما محمود کریمی هستید و ایشان هم تایید کردند اما باز هم باور نکردم و فکر کردم فردی شبیه ایشان است و دارد از هویت ایشان سوءاستفاده می‌کند.

‎خب بعد از پیاده شدن چه بین شما گذشت؟ دلیل شلیک را چه مطرح کردند؟

‎اصلا در این حد صحبت نشد. ایشان اعتراض کردند چرا سرعت داشتید و چرا اینطور رانندگی کردید؛ بحث‌های اینچنینی شد و اصلا مجالی نشد که ما حرف بزنیم. آنقدر ترس و واهمه از اتفاق داشتیم که اصلا در این باره هیچ حرفی نزدیم. شما هم جای ما باشید و ببینید در آن موقع شب در اتوبان به خودرویتان شلیک کردند، اصلا حرفی نمی‌زنید. خب هراس داشتیم. البته همین که ایشان دید من و همسرم افراد عادی هستیم و به یک خودروی شهروند عادی شلیک کرده، سوار خودرویشان شدند و رفتند. من و همسرم در آن موقع شب تنها کاری که توانستیم بکنیم این بود که به پلیس زنگ زدیم و آنها مامور فرستادند. ما هم به کلانتری رفتیم و شکایت را تنظیم کردیم.

‎و چطور ثابت کردید که ضارب محمود کریمی است؟

‎اصلا ما چیزی نگفتیم. ما فقط شرح ماوقع را دادیم. انگار آنها خودشان پی بردند که هویت واقعی ضارب همان آقای کریمی است؛ چون موضوع شلیک هم بود، خودشان پیگیری سریع کردند و انگار با ایشان تماس گرفتند.

‎بعد فردای حادثه خبرش منتشر شد و شما شکایت کردید؟

‎ما همان شب شکایت کردیم. چند روز بعد هم موضوع خبری شد. فردای حادثه به همراه پرونده به دادسرای پل رومی رفتیم و پرونده در دستگاه قضایی تشکیل شد.

‎۱۱۰ درباره سرعت خودروی شما چه اظهارنظری کرد. آیا شما مقصر بودید؟

‎اصلا این حرفها مطرح نبود. موضوع شلیک به خودرو بود و پرونده سر همین موضوع تشکیل شد؛ چون پرونده هم امنیتی شده بود. همین که دیدند ضارب، آقای کریمی است، خودشان پرونده را سریعا به دادسرا فرستادند.

‎شما در دادسرا ایشان را دیدید؟

‎فقط یک بار در مراحل بازپرسی، متن اظهارات مکتوب ایشان را دیدم که نشان می‌داد ایشان هم به دادسرا تشریف آورده‌اند؛ چون می‌گفتند مساله امنیتی است، درباره جزئیات زیاد به من چیزی نمی‌گفتند.

‎شما کی ایشان را در دادسرا دیدید؟

‎بعد رسانه‌ا‌ی شدن اتفاق هم ایشان را در دادسرا ندیدم. من مستقیم با ایشان اصلاحرف نزدم؛ هر حرفی هم داشتم مستقیم فقط به بازپرس می‌گفتم.

‎بعد از گرفتن اظهارات ایشان، بازپرس دلیل شلیک را به نقل از ایشان چه عنوان کردند؟ آیا به شما گفته شد ایشان عنوان کرده برای حفظ جان خانواده‌اش و با این تصور که شما قصد مزاحمت دارید، شلیک کرده است؟
‎هیچ توضیحی به ما ارائه نشد. فقط صحبتهای ما شنیده می‌شد. من در سایت‌ها به نقل از نزدیکان ایشان دیدم که تهمت‌هایی زده شده که خب با توجه به اینکه من به همراه خانمم تنها سرنشینان خودرو بودیم، کاملا بی‌دلیل بود.

‎آقای «م. ط» از نزدیکان آقای کریمی، مدعی شدند که شما اراذل و اوباش هستید.

‎پدر من بازنشسته نظامی هستند. درست است که من یک شهروند عادی هستم با تحصیلات لیسانس اما یک خانواده مذهبی و محترم داریم که از قضا از مریدان امام حسین(ع) هستیم و از قضا در شب حادثه هم نوار مداحی در ماشین من روشن بود. خود من و خانواده‌ام پای همین مداحی‌ها می‌نشینیم و از مخاطبان همین مداح‌ها هستیم. این طور نیست که یک فرد اوباش باشیم.

‎اینکه اعتقادات مذهبی شما چه باشد، مسلما ربطی به نفس اتفاق ندارد.

‎همین طور است اما می‌خواهم حامیان آقای کریمی هم این را بدانند که من هم از حامیان آقای کریمی بوده‌ام و هستم و حتی اولش باورم نشد که ضارب خودرویم آقای کریمی هستند. فرد معتقدی هستم و تنها به خاطر ارادت به امام حسین(ع) و حرمت امام حسین(ع) و خواست مادرم، از شکایت در این پرونده رضایت دادم؛ چون ایشان هم به حرمت امام حسین(ع) به اینجا رسیده‌اند.

‎مردم چه تصویری از شما داشته باشند. جوان چند ساله‌ای هستید. تحصیلات و شغلتان؟

‎من متولد اوایل دهه ۶۰ هستم. لیسانس با شغل آزاد.

‎خودروی شما چقدر هزینه برداشت؟

‎به خاطر این مسائل و شکایت هنوز به خودرو دست نزده‌ام و آن را در پارکینگ گذاشته‌ام.

‎آسیبی که ندیدید؟

‎گلوله در عین حرکت به پایین در خورده بود. اگر کمی بالاتر بود حتی ممکن بود به خود ما هم اصابت کند. همین الان هم با وجود گذشت دو هفته از حادثه خانم من به شدت هراس دارد و هنوز می‌ترسد و با هر صدا یا اتفاقی دچار استرس می‌شود.

‎به عنوان یک شهروند حتی اگر شکایت نمی‌کردید، آیا انتظار داشتید مسوولان انتظامی خودشان از حق شما دفاع کنند و پرونده از سوی شاکی عمومی به دلیل ارعاب یک شهروند مورد پیگیرد قرار بگیرد؟

‎من صریح می‌گویم. واقعا از مقام‌های امنیتی و قضایی سپاسگزارم که صادقانه در تمام این مدت کار خود را انجام دادند. به ما اطمینان دادند که تا انتهای ماجرا در چارچوب قانون، در کنارمان هستند.

‎یعنی احساس نکردید که شکایتتان بی‌فایده است؟

‎اصلا؛ حتی تا لحظه آخری هم که به دلیل اعتقادات مذهبی‌مان و به حرمت امام حسین، شکایت را پس گرفتیم به ما می‌گفتند آیا فردی و گروهی به شما فشار آوردند؟ که من جواب منفی دادم.

‎شما به عنوان یک شهروند، چنین اتفاقی را تجربه کردید، در حالی که طبق عرف فقط مقام‌های امنیتی باید اسلحه داشته باشند آن هم برای حفظ جان و امنیت مردم. از اینکه الان می‌شنوید به دنبال شکایت و پیگیری شما و حمایت مردم و رسانه‌ها، دستور جمع‌آوری اسلحه مداح‌ها صادر شده، چه نظری دارید؟

‎شکر خدا این اتفاق به خیر گذشت، هر چند می‌توانست به خیر نگذرد و دور از جان اتفاقی بیفتد. اما من امیدوارم مسوولان امنیتی و انتظامی در این باره تدبیر کنند که با خبرهایی که شنیدم امیدوار شدم.»

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © ۱۴۰۳ استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع آزاد است. All rights reserved.



ارسال